على محمدى خراسانى
37
شرح مكاسب (فارسى)
از محضر عالمى استفاده برده يا خير . بهرحال پس از چهار ماه خراسان را به قصد وطن خويش دزفول ترك مىكنند در بين راه چند روزى در تهران در مدرسه علميهء مادر شاه اقامت مىكنند و اين همزمان با حكومت آقا محمد خان قاجار است و پس از سفرى طولانى به طول پنجسال مجدّدا به مسقط الرأس خويش يعنى دزفول قهرمان باز مىگردند . شيخ اعظم در دزفول : كاروان كوچك دو نفرى كه در معنى بزرگى آن به عظمت تاريخ است بسوى دزفول در حركت است ، مردم مشتاق آن سامان خبردار از مراجعت قهرمان علمى و نامآور شهرشان پس از پنج سال مبارزهء بىامان با عفريت جهل و هوا و فتح الفتوح ، شهر را آزين مىبندند و در بيرون شهر بر سر راه شيخ هر طبقهاى خيمهاى زده و آماده استقبال از اين كوهپيماى بزرگ قلل رفيع علمند و در حالىكه پيشاپيش آنان علماء شهر در حركتند از شيخ اعظم و برادرش به گرمى هرچه تمامتر استقبال مىكنند . ولولهاى عجيب در ميان همشهريان شيخ ديده مىشود هركسى به زبانى سخن از مدح شيخ شهرشان مىگويد متقابلا شيخ اعظم با چهرهاى استوار و مصمم و به ظاهر آرام ولى در حقيقت دريائى متلاطم از آنان صميمانه تشكر مىكند و براى آنان دعاى خير مىنمايد ، سپس در ميان سيل جمعيت استقبالكننده وارد شهر مىشوند و به خانه محقر خويش درمىآيند . شيخ اعظم در اولين فرصت به خدمت مادر چشم انتظار خويش رسيده و طبق عادت ، دستهاى مادر را به گرمى بوسه مىزند و بار ديگر چشمهاى مادر به ديدار فرزند ، روشن و منور مىگردد .